سيد محمد خالد غفارى

120

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

تناسخ از عالم بالا و در آمدن به صورت انسان را « نسخ » و به صورت حيوان را « مسخ » و به صورت نبات را « فسخ » و به صورت جماد را « رسخ » مىنامند . « 1 » و امّا اينكه شيخ اشراق در اين مورد چه مىگويد ؟ همچنانكه در عبارات منقول از پرتونامه و الواح عمادى ديدم ، بجز حكمة الاشراق در ساير آثار فارسى و عربيش بر مشرب حكماى مشّاء رفته و تناسخ را با همان دلايلى كه آنها گفته‌اند رد كرده است ، از جملهء آن دلايل يكى اين است كه : اعتقاد به تناسخ مستلزم اعتقاد به تساوى اعداد ابدان كاين با نفوس مفارق از ابدان فاسد است ، زيرا در غير اين صورت يا بايد بعضى از نفوس معطّل بمانند و يا بايد هر چند نفس به يك بدن تعلّق گيرند كه اين هم محال است . در كتابهاى مشارع و مطارحات ، صفحات 493 و 499 و كتاب مقاومات صفحهء 186 تناسخ را با قاطعيّت رد كرده است امّا در كتاب تلويحات ، گويى ردّ آن با بى ميلى صورت گرفته است ، زيرا در اين كتاب كه به شيوهء سؤال و جواب است و صفحات 81 و 85 آن را به اين بحث اختصاص داده است ، در قسمت سؤال ، كه از قول قائلين به تناسخ است ، دلايل عقلى و نقلى مفصّلى همراه با آياتى از قرآن را به گونه‌اى ذكر كرده است كه بر دل مىنشيند و ردّ آنها كار آسانى نيست و در قسمت جواب به اختصار تمام آن دلائل و احتجاجات را غير قابل قبول اعلام نموده و تفصيل را به بعد موكول كرده است كه بعدا هم جز اختصار چيزى ديده نمىشود . و امّا در كتاب حكمة الاشراق كه جايگاه آخرين نظريات شيخ است ، ضمن نقل و توضيح آراى قائلين به تناسخ از جمله بوذاسف و حكماى قبل از او از مشرق زمين ، و نيز نقل آرا و عقايد حكماى اسلامى در تأييد مسألهء تناسخ ، كه مستند به آيات متعدد است و همچنين تأكيد بر اين مسأله كه افلاطون و حكماى قبل از او هم ، به تناسخ معتقد بوده‌اند ، نه تنها ترديد خود را در اين موضوع به صراحت بيان مىكند ، بلكه على رغم عدم تصريح به قبول رسمى تناسخ ، اعتقاد خود را به نوعى تناسخ صعودى ، كه انتقال نفوس متوسطين به عالم مثل معلّقه و در آمدن به صورت ملائكه است و يا انتقال نفوس اشقيا به عالم مثال و از آنجا به همين عالم و در آمدن به شكل جنّ و شياطين است ، به صراحت ابراز مىدارد : « . . . و السّعداء من المتوسّطين ، و الزّهاد من المتنزّهين قد يتخلّصون الى عالم المثل المعلّقة

--> ( 1 ) انواريه ، ص 149 .